نمایشگاه کتاب یا بازارکتاب؟

علیرضا خانی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات، نوشته است: روزی که حدود 16 میلیون دانش‌آموز و 4.5میلیون دانشجو که یک چهارم جمعیت کل کشورند سر کلاس می‌نشینند در حالی که کل بازدید‌کنندگان از نمایشگاه کتاب شاید بیشتر از یک میلیون نفر نباشند…

اما از این تعاریف شکلی‌ که بگذریم، نمایشگاه کتاب به هر روی، رخداد مهمی است. هرساله در حدود دو هزار ناشر داخلی و یکصد ناشر خارجی در این نمایشگاه شرکت می‌کنند و جمعیت قابل توجهی از آن بازدید. امسال در سی و یکمین نمایشگاه کتاب تهران، طبق آمار 2050 ناشر داخلی و 132 ناشر خارجی با مجموع 480 هزار عنوان کتاب حضور دارند.

شعار امسال نمایشگاه کتاب «نه به کتاب نخواندن» است. این شعار، هوشمندانه برگزیده شده است چون «کتاب نخواندن» اینک به یک اتفاق عمومی و همه‌گیر تبدیل شده است، نه کتاب خواندن. مردم در خانه کمتر کتاب می‌خوانند، کتابخانه‌های عمومی فقط در ایام کنکور شلوغ است و البته آنجا موضوع کنکور است، نه مطالعه، رقابت برای پذیرش در دانشگاه به امید یافتن موقعیت بهتر. هدف از خواندن، وقتی برای امتحان است، قبول شدن است نه آموختن. درست به همین دلیل است که نوجوانانی که با ولع درس می‌خوانند وقتی وارد دانشگاه می‌شوند، با استادها حسابی چانه می‌زنند که منابع درس را تا می‌توانند کمتر کنند و کتاب‌های کمتری برای درس معرفی کنند و از همان‌هایی که معرفی می‌کنند هم فصول خاصی را برگزینند!

تیراژ کتاب،‌ تابعی از همین امر است. برای همین می‌بینیم تیراژ کتاب در زمانی که جمعیت کشور 30 میلیون نفر بود بین 5 تا 10 هزار جلد بود، اما اکنون با جمعیت 82 میلیونی، تیراژ کتاب‌ها به 300 و حتی 200 جلد رسیده است.

این سخن هرگز مبالغه نیست. در همین نمایشگاه امسال کتابی خریدم که کتاب درسی دانشگاهی محسوب می‌شود ما در آن رشته بیش از 10 هزار دانشجو داریم، اما کتاب در سال 95 با تیراژ 300 نسخه چاپ شده و هنوز مانده است!

رویداد بزرگ نمایشگاه کتاب، رویداد فرخنده و حائز بسیار حسن و مزیت است. با این حال، در باب این رخداد عظیم سه نقد را به طور اخص و گزیده می‌توان گفت:

اول آنکه بخش نسبتاً بزرگی از نمایشگاه به بخش تجاری تبدیل شده است. غرفه‌های حیاط نمایشگاه عمدتاً به رقابت و بلکه تجارت کنکور تبدیل شده‌اند با شعارها و تبلیغات بعضاً عجیب و غریب مثل اینکه چه طور می‌توانید بدون خواندن و آموختن، به سئوالی که بلد نیستید جواب درست بدهید! چیزی شبیه شعبده‌بازی! روش‌های قبول شدن بدون درس خواندن! تبلیغات فریبنده‌ای که صرفاً‌ تجارت محورند و هیچ بار مفهومی از نمایشگاه کتاب بر دوش ندارند. بلکه درست برعکس شعار نمایشگاه که «نه به کتاب نخواندن» است، کتاب‌ نخواندن را تبلیغ می‌کند! در بخش کودک هم، در لوای عرضه بازی فکری، کم‌کم غرفه‌ها تبدیل به دکّان اسباب‌بازی‌فروشی شده‌اند! البته ظاهراً مسئولان نمایشگاه، به خاطر اینکه این بخش‌ها، آمار فروش نمایشگاه را بالا می‌برد، کمترین مشکلی با آن ندارند.

دوم آنکه، نمایشگاه کتاب باید منصه و محل حضور آثار جدید در حوزه تولید اندیشه باشد. بسیاری از غرفه‌های نمایشگاه تبدیل شده‌اند به محلی برای عرضه با تخفیف آثاری که ارزش چندانی ندارند و سال‌هاست در انبار ناشران خاک می‌خورند. این هم از عوارض کثرت ناشران است و کمبود آثار ارزشمند و قلت خواننده. ای کاش، وزارت ارشاد همان طور که برای مجوز دادن به کتاب‌ها، آنها را از ممیزی ارزشی و اخلاقی می‌گذراند، دست کم معیارهای کیفی حداقلی را برای جواز انتشار رعایت می‌کرد.

سوم آنکه طول و عرض نمایشگاه کتاب را که طی کنید، تقریباً همه ابزار و تکنیک‌های «فروش» کتاب را می‌بینید اما به شکل مستقیم و غیرمستقیم، هیچ فاکتور، عامل، انگیزه و برانگیزاننده‌ای برای تشویق و ترغیب به «خواندن» نمی‌بینید. نمایشگاه کتاب، عملاً تبدیل به یک فروشگاه بزرگ کتاب شده است. نمایشگاه تعریفی دارد و فروشگاه تعریف دیگری.

ما هر روز در شهر فروشگاه اتومبیل زیاد می‌بینیم، اما نمایشگاه اتومبیل، سالی یکبار برگزار می‌شود که در آن آخرین دستاوردهای کیفی صنعت اتومبیل به نمایش درمی‌آید، آن هم با شرح ویژگی‌ها و ارائه فناوری‌ها. در نمایشگاه کتاب باید آخرین دستاوردهای اندیشه عرضه شود، با حضور مؤلف، مترجم، پژوهشگر و ارائه توضیحات کافی و دقیق درباره آن، نمایشگاه کتاب‌‌ ما، فروشگاه بزرگی است با صدها هزار عنوان کتاب بر هم انباشته شده که بسیاری از آنها قدیمی هستند و کسی نیست که درباره کتاب‌های جدید و محتوایش به مشاهده کنندگان، توضیح دقیق و شرح رسایی برساند!

آخرین پست‌ها